قهرمان ميرزا عين السلطنه
1562
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
برهان السلطنه و مظفر الدوله ايستاده بودند . اجماع كنارهء كلاهفرنگى ايستاده . وزير با من آمد به حضور مبارك . صحبت از راه و حضرات شد . بعد از يك ربع من آمده خستگى در كنم همه آمده نزد من نشستند و حضرت و الا تشريف به اطاق بردند . من هم خود را به ندانستگى زده بعد از صرف چاى و سيگارت رفتند . منشىباشى و ميرزا نصر الله خان را كنارى كشيده جوياى وقايع شدم كه از اين قرار تقرير كردند و تا نيمساعت از شب رفته صحبتها طول كشيد . عزل وزير زنجانيها دو دسته شده آن جمع مىگويند وزير را معزول كنيد ، اين جمع مىگويند در صورتى كه مشير الممالك وزير خيانتى به حضرت و الا كرده باشد حقش تنبيه و عزل است . در صورتىكه نكرده و همهء كارها با خود حضرت و الا است فقط او حواله و تشخيص ماليات را داده چرا بى جهت و بىتقصير عزل شود . حضرت و الا هم آنها را خواسته كه تقصيرات وزير را معلوم كنيد . بياناتى كه در حضور مبارك كرده بودند تمام لغو و بىمعنى بود . من جمله كه از بازار دو هزار تومان علاوه گرفته و از عمل آب مبلغى زيادتر و حال آنكه بازار دست عليمردان خان است و ابدا ربط به وزير ندارد . تقسيم آب با حسين خان فراشباشى [ است ] هيچ مناسبت با وزير ندارد . حضرت و الا جواب يأس مرحمت كردند و مراتب را به طهران تلگراف كردند . احكام سخت رسيد و مقرر شد چهار صد نفر سرباز و توپچى براى نظم و امنيت در اين موقع غيبت موكب مبارك حاضر شده مستقلا مشغول حكمرانى باشند . عجالة حضرات از شخص حضرت و الا مأيوس شده انتظار آمدن شما را دارند كه بلكه به دستيارى شما به مقصود برسند . اندرون رفتم الحمد لله بچهها سلامت بودند . سوقاتيها را تقسيم كردم دماغشان چاق شد . تا ساعت چهار به صحبت گذشت . ربيع الثانى 1320 دار السعادهء زنجان . عين السلطنه قهرمان قاجار .